Saturday, July 9, 2011

مادربزرگم

یه ننه ای داریم خیلی پیره .  الآن پای کامپیوتر بودم . یه دفه از پشت نزدیک شد و صورتشو آورد 5 سانتی من . اول فک کردم میخواد لب بگیره . بعد فمدیم میخواد آروم یه چیزی بم بگه . بعدش دهنشو کرده تو گوشم یه ساعت داره حرف میزنه . الآنه که جو گیر بشم بهش بگم دوست دارم

No comments:

Post a Comment