امروز صبح داشتم تو جام وول میخوردم که تِیک آف بزنم که به کارو بارام برسم. بعد تو همون حالت گیجی صدای پدر و مادر گرامی رو از بیرون اتاق میشندیم .
مامانم : واقعاً چقدر سخته ها ...
بابام : آره
مامانم : من دوست ندارم اینجوری بشه ! کاش هر کدوممون رفت ، او یکی هم یه هفته بعد بره
بابام : معمولاً مردا زودتر میمرن
ای بـــابا . فیلم هندی شد. اشکمون در اومد :دی
No comments:
Post a Comment